هر وقت تونستي برف روسياه کني ، هر وقت تونستي پاي کلاغ رو سفيد کني ، هر وقت تونستي آتش رو ببوسي ، هر وقت تونستي توي آب يه نفس عميق بکشي اون موقع من هم مي تونم تو رو فراموشت کنم ...
اگر ميتونستم همه خيابونا رو پر ماشين ميكردم تا وقتي ميخوايم از خيابون رد شيم دستمو بگيري همه خيابونا رو پر برف ميكردم تا واسه ي اينكه سر نخوري بازو مو بگيري هر شب بارون ميباروندم تا بريم زير يه سر پناه ميايستاديمو حرف ميزديم عقب تاكسيا رو پر مسافر ميكردم كه دو تايي جلو بشينيم…
ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگي تو؟ خوب منم راستش رو گفتم، گفنم زندگيمو! ازم نپرسيد چرا؛ گريه كرد و رفت اما نمي دونست كه اون خودش زندگيمه!
می خواستم زیباترین کلمات را به یاری بگیرم تا صمیمانه ترین شادیهایم را تقدیمت کنم ذهنم یاری نکرد پنداشتم که ساده نوشتن چون ساده زیستن زیباست پس ساده می گویم دوستت دارم.
اگه كسي ديونه ات بود، عاشقش باش. اگه عاشقت بود، دوستش داشته باش. اگه دوستت داشت، بهش علاقه نشون بده. اگه بهت علاقه نشون داد فقط يك لبخند بزن.
اگه چشمت پرسيد، بگو نديدمش... اگه گوشت پرسيد، بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد، بگو ماله سرماست... اگه پات سست شد، بگو ماله ضعفه... ولي اگه دلت ريخت، به خودت دروغ نگو....
زندگي زيباست نه براي حقيقت......حقيقت تلخ است نه به تلخي جدايي.......وجدايي سخت است نه به سختي تنهايي زندگي شايد همين باشد يك فريب ساده و كوچك
هر موقع خواستي از كسي جدا بشي يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظر بمونه....
من میخواستم به من عادت نکنی من به تو عادت کردم می خواستم تو عاشقم نباشی من عاشقت شدم می خواستم من برات مثل بقیه باشم تو برام از همه مهم تر شدی می خواستم تو هیچ وقت سکوت نکنی من سکوت کردم می خواستم هیچ وقت ازارم ندی خودم تا حد توان ازارت دادم می خواستم با تو مثل گذشته عهد نبندم اما خودم سر عهد نبسته موندم می خواستم تا همیشه بهم خوبی کنی من به تو بدی کردم می خواستم بری دنبال زندگیت اما تو همه ی زندگیم شدی.
فکر می کنی که عاشقی؟؟؟می دونی عاشق به کی می گن؟؟چند درصد فکر می کنی که عاشقی ؟؟تموم زندگیت به اون وابسته است؟؟هر جا میری اونو می بینی؟؟اون به زندگیت معنی می ده؟؟ اگر یه روزی همین عشقت بره با یکی دیگه چی کار می کنی؟؟خدتو میکشی اونو می کشی و یا نه...؟؟!! اما بزار یه چیز و بهت بگم اگر این کارا رو می کنی مطمئن باش عاشق نیستی پس معنی واقعیت عاشقی رو خراب نکن چون زمانی می تونی بگی عاشقم که فقط وجودش برات مهم باشه نه حضورش در کنار تو.
وقتی با کوه درد و دل کردم صبرش سر آمد و پدیده ی آتشفشان رخ داد.مجبور شدم واسه حرفام یه گوش تازه پیدا کنم و این گوش متعلق به زمین بود اما زمین هم وقتی حرف هام و شنید از بس گریه کرد و شونه هاش لرزید که پدیده ی زلزله از همون روز کشف شد و من این باربه سراغ آسمون رفتم اما اون هم نتونست تحمل کنه و انقدر اشک ریخت که سیل همه جا رو فرا گرفت حالا می خوام حرفام و به تو بگم نمی دونم قرار چه واقعه ای پدید بیاد؟؟!!............
یادمه گفتی ماشین آخرین سیستم ندارم تا اون سر دنیا ببرمت اما یه جفت کفش دارم و تا دلت بخواد صداقت که اگه دست روی دستم بزاری و یا علی بگی پاشنه کفشم و ور می کشم و تا آخر دنیا باهات میام و من تردید کردم و گفتم باید فکر کنم اما زمانی که اومدم تا بهت یا علی بگم دیدیم همسفرت و انتخاب کردی و در جواب چرای من فقط گفتی: او بی تردید یا علی گفت.
شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟ استاد در جواب او گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور اما در هنگام عبور از گندم زار به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب بر گردی تا خوشهای بچینی!شاگرد به گندم زار رفت و بعد از مدتی طولانی برگشت استاد پرسید: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ!هر چه جلو می رفتم خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پر پشت ترین آنهاتا انتهای گندم زار رفتم !استاد گفت:عشق ینعی همین شاگرد پرسید:پس ازدواج چیست؟استاد به سخن آمدکه به جنگل برو و بلند ترین وزیباترین درخت را بیاور.اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب بر گردی شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت استاد پرسید چه شد؟او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدیم انتخاب کردم ترسیدم که اگر جلو بروم باز هم دست خالی برگردماستاد گفت:ازدواج یعنی همین.
گفتگوي ماه و نابينا: نابينا گفت : دوستت دارم ماه گفت تو که منو نمي بيني چطوري دوستم داري نابينا گفت اگه مي ديدمت عاشق زيباييت مي شدم اما الان که نمي بينمت عاشق خودت هستم.
قانون عشق: يک پسر با يک نگاه از يک دختر خوشش مياد ... و عشق از طرف اون شروع ميشه ... تا جايي که زندگيش رو پاي عشقش ميذاره ... اما دختر باور نميکنه ... چون يک چيزهايي ديده و شنديده ... تا دختر مياد پسر رو باور کنه ، پسر دلسرد و خسته ميشه ... ميره با يکي ديگه ... بعد که دختر تازه تونسته پسر رو باور کنه ميره طرفش ... اما پسر رو با يکي ديگه ميبينه ... اينجاست که ميگه: حدسم درست بود ... و اشتباهي رو ميکنه که قبلاً کرده بود ... و همه چيز از بين ميره.
فاصله ي بينمون رو هك(Hack) كن. عشقي كه تو قلبته برام سند(Send) كن. از عشقي كه تو قلبم هست وب بگير تا ببيني كه چقدر دوست دارم. از خاطره هامون كپي(Copy) بگير و همه جا پيستش(Past) كن. به رفاقت پي ام(PM) بده و ازش بخواه كه بين ما باشه. گله ها رو دليت(Delete) كن جاش صداقت رو ادد(ADD) كن. شيطون رو ايگنور(Ignore) كن تا پي ام هاش نتونه همه چيز رو خراب كنه. براي غرور آف(Off) بذار ازش بخواه دست از سر ما برداره.... اما غرور بينمون فاصله انداخته و به تو اجازه نمي ده كه عشق تو قلبت رو برام سند كني يا به رفاقت پي ام بدي يا صداقت رو ادد كني يا شيطون رو ايگنور كني يا... اما من هرجور باشه اين فاصله رو هك مي كنممممم.
جدا اگه بفهمي يكي كه اصلا فكرشو نمي كني هميشه دوست داشته، و وقتي تو آن ميشدي از خجالت آف ميشده و هيچ وقت نتونسته حتي بهت PM بده...و هميشه منتظر صداي زنگ PM تو بوده، چي كار مي كني؟ اگه اون واقعا بهت بگه دوست دارم چي؟! پس اين رو براي همه ي ليستت Send كن تا اون آدم خجالتي... بهتPM بده و....!!!؟؟؟
اگه كسي بهت روزي 1 آف زد، يعني به يادته. اگه 2تا زد دوستت داره. اگه 3تا زد، عاشقته. اگه 4 تا زد مي خوادت، اگه 5 تا زد، مطمئن باش كرم داره....!
تست کنکور ۸6 : ......... بی تو سر دمه.
۱)بخاری ۲ )پتو 3)آرش ۴) شوفاژ
نوشته شده در شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:0 توسط آرش
|


